پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۸۶

ترک من ای من غلام روی تو

جمله شاهان جهان هندوی تو

خون ما گر ریخت در کویت چه باک

خون بهای ماست خاک کوی تو

هر چه آید در دلم غیر تو نیست

تا تویی یا خوی تو یا جوی تو

رشکم از بند قبا آید که او

ذوق ها می راند از پهلوی تو

چند می پرسی که خسرو را که کشت

غمزه تو، چشم تو، ابروی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۸۸سوی تو دیدم ریختی خون دلم را بی گنه
  2. شمارهٔ ۱۹۸۹نشدت دل که به این دل شده مهمان آیی
  3. شمارهٔ ۱۹۹۰هزار شکر خدا را که چون تو دلداری
  4. شمارهٔ ۱۹۹۱رفت سرما و صبا می دهد از گل خبری
  5. شمارهٔ ۱۹۹۲ترک من خونابه من بین و دست از من بشوی
  6. شمارهٔ ۱۹۹۳جهانی به خواب خوشست و من از غم به بیداری
  7. شمارهٔ ۱۹۹۴خیالی کرده‌ام وین از خیال خود نمی‌دانی
  8. شمارهٔ ۱۹۹۵گر تو یک ناوک از آن چشم سیه بستانی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.