پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۸۲

باز روی تو خون آلوده و جعد تو تر است

زلف مشکین ترا باد صبا جلوه گر است

گل دمد در چمن حسن تو از خندیدن

مگر اندر سر زلف تو نسیم سحر است

تا بزیر و زبر رخ گل و سنبل داری

سنبل و گل شده از روی تو زیر و زبر است

هر که دید آن خط تو غالیه دارند از اشک

خال مشکین تو خود غالیه دان دگر است

نگشاید مگر آن لحظه که لب بگشایی

جعد شکر که گره بر گره از نیشکر است

وصل تو هیچ فراموش ز دل می نشود

گوییا لطف ملک زاده خورشید فر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۸۴ای به هر موی شده بسته زلف دل من
  2. شمارهٔ ۱۹۸۵گر حقیقت نشدت واقعه جانی من
  3. شمارهٔ ۱۹۸۶ترک من ای من غلام روی تو
  4. شمارهٔ ۱۹۸۷مطربا سوی چمن وقت گل آهنگ تو کو
  5. شمارهٔ ۱۹۸۸سوی تو دیدم ریختی خون دلم را بی گنه
  6. شمارهٔ ۱۹۸۹نشدت دل که به این دل شده مهمان آیی
  7. شمارهٔ ۱۹۹۰هزار شکر خدا را که چون تو دلداری
  8. شمارهٔ ۱۹۹۱رفت سرما و صبا می دهد از گل خبری
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.