پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۷۱

سخن چون زان دو لب گویی، چه گوید انگبین باری؟

به جایی کان دو رخ باشد، چه باشد یاسمین باری؟

چو غم را چاشنی تلخ است، بتوان از هوس خوردن

وگر خوردن هوس باشد، غم آن نازنین باری

هنوز آن زلف چون زنار تا کی در دلم گردد

به کار بت پرستی شد مرا ایمان و دل باری

ترا بازار خوبی گرم و من در سنگسار این جا

که گر رسوا شد عاشق، به بازاری چنین باری

بر آنی کآستین بر مالی و تیغی زنی بر من

چه حاجت تیغ ساعد، پس تو بر مال آستین باری؟

گر از دامان رحمت سایه ای بر ما نیندازی

چنین هم از من بیچاره دامن برمچین باری

لبت غیری گزید و گر دریغست از من آن خاتم

هم از دورم یکی بنمای آن نقش نگین باری

چه باشد جان شیرین، کز پی شیرین لبت ندهم

چو می یابد مگس را مردن، اندر انگبین باری

حساب زندگانی نیست روزی کز درت دورم

وگر خود مرگ باید هم به خاک آن زمین باری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۷۳کشان دل تو به سوی گلی و نسترنی
  2. شمارهٔ ۱۹۷۴گذشت آن کین دل زارم شکیبا بود یک چندی
  3. شمارهٔ ۱۹۷۵خوش آن شبها که آن جان جهان مهمان من بودی
  4. شمارهٔ ۱۹۷۶نبود یار من آن را که یار داشتمی
  5. شمارهٔ ۱۹۷۷ای غنچه را بر بسته لب، شکل و دهان چون تویی
  6. شمارهٔ ۱۹۷۸شاه حسنی وز متاع نیکویی داری فراغی
  7. شمارهٔ ۱۹۷۹نوبهار آمد و بگذشت به شادی مه دی
  8. شمارهٔ ۱۹۸۰ای معدن ناز، ناز تا کی؟
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.