پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۶۰

دوش می گفت پیر ترسایی

یاد دارم ز مرد دانایی

کاندرین دور می پرستان را

نیست خوشتر ز میکده جایی

درد نوشان و کنج دیر مغان

خلق عالم به هر تماشایی

بر سر چار سوی خطه عشق

نیست خالی سری ز سودایی

زاهد و باغ خلد و ما و حبیب

هر کسی را بود تمنایی

ساقیا، زان قدح که می نوشی

جرعه ای ده به بی سر و پایی

خوش بود جام باده نوشیدن

خاصه از دست مجلس آرایی

در تردد گذشت عمر عزیز

همچو من نیست مختلف جایی

شد ز مهر تو ذره سان خسرو

هرزه گردی و باد پیمایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۶۲دلی دارم، اما جز افگار نی
  2. شمارهٔ ۱۹۶۳مسلمانان، گرفتارم به دست نامسلمانی
  3. شمارهٔ ۱۹۶۴ای گل، دهن تنگت صد تنگ شکر چیزی
  4. شمارهٔ ۱۹۶۵لعل است چنان با لب یا هست ز جان چیزی!
  5. شمارهٔ ۱۹۶۶بهاری این چنین خرم، مرا آواره دل جایی
  6. شمارهٔ ۱۹۶۷دو چشم مست ترا نیست از جهان خبری
  7. شمارهٔ ۱۹۶۸من اشک بیدلان را خنده می پنداشتم روزی
  8. شمارهٔ ۱۹۶۹صبا آمد، ولی بویی ازان گلزار بایستی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.