پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۵۱

آمد بهار و سرو بر آراست قامتی

گل بر کشید بحر طرب را علامتی

گردیده باد بر سر آن سرو جان من

گردان چو باد گرد بر آن سرو قامتی

قد قامت الصلوة مؤذن زند به صبح

من نیم شب شوم به قد یار اقامتی

او در خرام و انبهی جان به گرد او

حشری ست گوییا که روان با قیامتی

تاراج غمزه هاش در آمد به شهر و کو

در خانه ای نماند متاع سلامتی

هم خون عاشقان گنهش را شفیع باد

چون نیستش ز کردن خونها ندامتی

ای پندگوی، در گذر از پند بیدلان

دانی که مست را نبود استقامتی

گفتار خویش بیهده ضایع چه می کنی؟

در حق گمرهی که نیرزد سلامتی

داغم نهاد بر دل و در جانیم هنوز

به زین مخواه سوختگان را غرامتی

صد فتنه ز آب دیده نوشتم بر آستان

خسرو برو نخواند ز بیم شئامتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۵۳ای صد شکست زلف ترا زیر هر خمی
  2. شمارهٔ ۱۹۵۴ساقی بیا که موسم عیش است و میم و یی
  3. شمارهٔ ۱۹۵۵تو می روی و به نظاره تو چشم جهانی
  4. شمارهٔ ۱۹۵۶بسی نماند که جانی برون رود ز غریبی
  5. شمارهٔ ۱۹۵۷یار است و صد کرشمه، شهر است و خوبرویی
  6. شمارهٔ ۱۹۵۸ای که به چشم تو نیایم همی
  7. شمارهٔ ۱۹۵۹هر کسی را هوای سیم و زری
  8. شمارهٔ ۱۹۶۰دوش می گفت پیر ترسایی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.