پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۵۳

ای صد شکست زلف ترا زیر هر خمی

در هر خمیش مانده به هر گوشه درهمی

گه گه به ناز شانه کن آن زلف را، مگر

دلهای دورمانده برون آید از خمی

مویی شدم ز هجر و تو گویی کز این قدر

کاین از پی من است نگنجم به عالمی

در رشک آن که در غم تو گرددم شریک

می میرم و غم تو نگویم به همدمی

گر جان رود، تو پرسش بیماریم میا

ترسم که در دل آیدت از دیدنم نمی

افسوس مردنم مخور، ای پادشاه حسن

زیرا گدای مرده نیرزد به ماتمی

چون درد کهنه در دل من یادگار تست

یارب مباد درد مرا هیچ مرهمی

گر بی تو در بهشت برندم، زنم ز آه

آتش در آن بهشت که گردد جهنمی

نبود عجب که مهر تو می روید از زمین

هر جا که از دو دیده خسرو چکد نمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۵۵تو می روی و به نظاره تو چشم جهانی
  2. شمارهٔ ۱۹۵۶بسی نماند که جانی برون رود ز غریبی
  3. شمارهٔ ۱۹۵۷یار است و صد کرشمه، شهر است و خوبرویی
  4. شمارهٔ ۱۹۵۸ای که به چشم تو نیایم همی
  5. شمارهٔ ۱۹۵۹هر کسی را هوای سیم و زری
  6. شمارهٔ ۱۹۶۰دوش می گفت پیر ترسایی
  7. شمارهٔ ۱۹۶۱ای ز زلف تو مشک تر بویی
  8. شمارهٔ ۱۹۶۲دلی دارم، اما جز افگار نی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.