پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۳۷

گر به کمند زلف تو من نه چنین اسیرمی

کی به کمند ابرویت خسته زخم تیرمی

هست یقین چو مردنم، از غم دوریش مکش

باری اگر بمیرمی، در قدم تو میرمی

بودم اسیر کافران وقتی و در فراق تو

در هوسم که این زمان کاش همان اسیرمی

پند دهند کز بتان چشم ببند جان من

باز کشید تا مگر بند کسی پذیرمی

ترک سخن بگو که شدملک جهان از آن من

آه که تنگ در برت یک شب اگر بگیرمی

طعنه زنی که خسروا، ملک جهان ستانمی

گر به ولایت سخن مثل تو بی نظیرمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۳۹پیش از این من کاشکی عشقت نمی ورزیدمی
  2. شمارهٔ ۱۹۴۰همه شب فرو نیاید به دلم کرشمه سازی
  3. شمارهٔ ۱۹۴۱پسرا و نازنینا، به کرشمه گاه گاهی
  4. شمارهٔ ۱۹۴۲به فراغ دل زمانی نظری به ماهرویی
  5. شمارهٔ ۱۹۴۳من ترا دارم و جز لطف توام نیست کسی
  6. شمارهٔ ۱۹۴۴در سر افتاده ز عشق توام، ای جان، هوسی
  7. شمارهٔ ۱۹۴۵بسیار باشد، ای جان، از همچو من غمینی
  8. شمارهٔ ۱۹۴۶آن چشم شوخ را بین هر غمزه‌ای بلایی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.