پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۴۱

پسرا و نازنینا، به کرشمه گاه گاهی

اگر اتفاقت افتد، به فتادگان نگاهی!

ز غمت کجا گریزم که جهان گرفت حسنت

ز تو هم به تست، یارا، اگرم بود پناهی

شرف هلاک مابین، به دو بوسه جان نو ده

که گر این امید باشد، بزییم چندگاهی

چو فغان کنم به کویت، ز علی اللهم چه رنجی؟

در شه تهی نباشد ز نفیر دادخواهی

نکنی تو راه کوته بر ما و هر زمانی

به فنا رهم نماید اجل و دراز راهی!

به امید با تو ما را چو نرفت پیش کاری

پس از این چو نامرادان من و گوشه ای و آهی

چه دراز بود امشب که خیال بر سر آمد

بدمید صبح، لیکن چو به سر رسید ماهی

به یکی ز همنشینان سخن تو دوش گفتم

که تو دیده ای فلان راچو به سر سیه کلاهی

به جواب گفت خسرو تو کجا رسی به وصفش

نظری ز دور می کن به جمال پادشاهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۴۳من ترا دارم و جز لطف توام نیست کسی
  2. شمارهٔ ۱۹۴۴در سر افتاده ز عشق توام، ای جان، هوسی
  3. شمارهٔ ۱۹۴۵بسیار باشد، ای جان، از همچو من غمینی
  4. شمارهٔ ۱۹۴۶آن چشم شوخ را بین هر غمزه‌ای بلایی
  5. شمارهٔ ۱۹۴۷هر شبم کآهم به عالم دم زدی
  6. شمارهٔ ۱۹۴۸من ندیدم چون تو هرگز دلبری
  7. شمارهٔ ۱۹۴۹آنکه مرا در دل است گر به کنار آمدی
  8. شمارهٔ ۱۹۵۰یک ره بکن ز غمزه خونین اشارتی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.