پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۴۷

هر شبم کآهم به عالم دم زدی

آتش اندر خرمن عالم زدی

سوخت جانم را غم و غم سوختی

ذره ای سوز من ار بر غم زدی

گر دلم را دست بودی بر فلک

دیده ای سقفش که چون برهم زدی

زین زبان دانی اگر جم بودمی

آسمانم بوسه بر خاتم زدی

در تن خاکی و سلطانی بدی

خاک پایم آسمان را کم زدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۴۹آنکه مرا در دل است گر به کنار آمدی
  2. شمارهٔ ۱۹۵۰یک ره بکن ز غمزه خونین اشارتی
  3. شمارهٔ ۱۹۵۱آمد بهار و سرو بر آراست قامتی
  4. شمارهٔ ۱۹۵۲مردانه می کشد به جفایم ستمگری
  5. شمارهٔ ۱۹۵۳ای صد شکست زلف ترا زیر هر خمی
  6. شمارهٔ ۱۹۵۴ساقی بیا که موسم عیش است و میم و یی
  7. شمارهٔ ۱۹۵۵تو می روی و به نظاره تو چشم جهانی
  8. شمارهٔ ۱۹۵۶بسی نماند که جانی برون رود ز غریبی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.