پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۲۱

گر ماه تو از مشک تو آلوده نبودی

زینسان دل من خسته و پالوده نبودی

ور زلف ترا شانه فراهم ننشاندی

یک، دل به سر کوی تو آسوده نبودی

زینگونه نخوردی غم تو خون دل ما

گر غمزه خونخوار تو فرموده نبودی

ور نرگس مست تو خبر داشتی از ما

خون خوردن ما بهر تو بیهوده نبردی

تا چند کشم زین دل خود کار جفاها

ای کاش که این جان غم اندوده نبودی

آسوده دلی داشته ام، ای صنم، آن روز

کاین داغ بتان بر دل گم بوده نبودی

خسرو که به دامان مژه رفت درت را

افسوس که گر دامنش آلوده نبودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۲۳من باد نخواهم که وزد بر چو تو باغی
  2. شمارهٔ ۱۹۲۴صبا زلف ترا گر دم ندادی
  3. شمارهٔ ۱۹۲۵زهی رویت شکفته لاله زاری
  4. شمارهٔ ۱۹۲۶بیکار دلی باشد کو را نبود دردی
  5. شمارهٔ ۱۹۲۷گل آمد و هر مرغی زد نغمه به هر باغی
  6. شمارهٔ ۱۹۲۸عشق آتشم در جان زد و جانان ازان دیگران
  7. شمارهٔ ۱۹۲۹فراهم کرد شکل کج کلاهی
  8. شمارهٔ ۱۹۳۰مرا دل با یکی مانده ست جایی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.