پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۲۳

من باد نخواهم که وزد بر چو تو باغی

تا از تو نسیمی نرساند به دماغی

خوش دولت مرغی که خورد بر ز تو، ماییم

کز دور خرابیم به بویی چو تو باغی

گر خواه به بازار شوم، خواه به بستان

ما را ز رخت سوی دگر نیست فراغی

گر جلوه طاووس ز روی تو نبینیم

در کوی تو میریم به مهمانی زاغی

تو داغ جگر را چه شناسی که نبودت

جز از می گلرنگ به دامان تو داغی

پروانه که جان را به سر شمع فدا کرد

در مشهد خویش از تن خود سوخت چراغی

آن به که من سوخته پیش تو نیایم

زیبا نبود پیش گلی بانگ کلاغی

لاغ است ترا کشتن، اگر لطف دگر نیست

باری ز من دلشده یاد آر به لاغی

نآمد ز دل خسته خبر، گر چه که خسرو

از گریه دوانید چپ و راست الاغی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۲۵زهی رویت شکفته لاله زاری
  2. شمارهٔ ۱۹۲۶بیکار دلی باشد کو را نبود دردی
  3. شمارهٔ ۱۹۲۷گل آمد و هر مرغی زد نغمه به هر باغی
  4. شمارهٔ ۱۹۲۸عشق آتشم در جان زد و جانان ازان دیگران
  5. شمارهٔ ۱۹۲۹فراهم کرد شکل کج کلاهی
  6. شمارهٔ ۱۹۳۰مرا دل با یکی مانده ست جایی
  7. شمارهٔ ۱۹۳۱ای زلف تو هر گره گشادی
  8. شمارهٔ ۱۹۳۲ای فتنه ز چشم تو نشانی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.