پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۲۷

گل آمد و هر مرغی زد نغمه به هر باغی

هر فاخته ای دارد با همسر خود داغی

از باد صبا هر کس بشکفته چو گل خرمن

آن باد که من جویم کی می وزد از باغی؟

هر کس غم خود گویان با قمری و با بلبل

من سوخته می جویم رو کرده سیه زاغی

من سوخته ام، زاهد، تو طعنه زنی هر دم

تا چند نهی داغی ما را زبر داغی

خسرو نشود هرگز عشق و خردت با هم

کان زاغ نمی گنجد در خانه انباغی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۲۹فراهم کرد شکل کج کلاهی
  2. شمارهٔ ۱۹۳۰مرا دل با یکی مانده ست جایی
  3. شمارهٔ ۱۹۳۱ای زلف تو هر گره گشادی
  4. شمارهٔ ۱۹۳۲ای فتنه ز چشم تو نشانی
  5. شمارهٔ ۱۹۳۳گر چشم من در روی آن خورشید رخسار آمدی
  6. شمارهٔ ۱۹۳۴بهر گشاد عالمی بگشا ز زلف خود خمی
  7. شمارهٔ ۱۹۳۵ای ننهاده هیچ گه تن به رضای چون منی
  8. شمارهٔ ۱۹۳۶سرو سمنبرم کجا تا به برش درآرمی؟
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.