پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۳۵

ای ننهاده هیچ گه تن به رضای چون منی

تافته چون ستمگران دست وفای چون منی

من به رضای خویشتن جان به فدات می کنم

نیست دلت که در دهی تن به رضای چون منی

می گذری و بی خطا راست گرفته بر دلم

ناوک غمزه می زنی، چیست خطای چون منی؟

گر به بقای خود مرا نیست مرادی از رخت

تو به مراد خود بزی، نه به بقای چون منی

بهر نجات خویشتن دست چه در دعا زنم

چون به فلک نمی رسد دست دعای چون منی

عشق ببرد از سرم گوهر عقل و لاجرم

چرخ به رشته ادب کرد سزای چون منی

بس که چو مرغ کنده پر خسته خار محنتم

نیست به جز سموم غم باد صبای چون منی

چون به همه جهان مرا نیست به جای تو کسی

مرحمت ار کنی سزد، خاصه به جای چون منی

خسرو بیدل توام بلبل باغ آرزو

عشق به پرده جفا بسته نوای چون منی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۳۷گر به کمند زلف تو من نه چنین اسیرمی
  2. شمارهٔ ۱۹۳۸پیش از این من با جوانان آشنایی کردمی
  3. شمارهٔ ۱۹۳۹پیش از این من کاشکی عشقت نمی ورزیدمی
  4. شمارهٔ ۱۹۴۰همه شب فرو نیاید به دلم کرشمه سازی
  5. شمارهٔ ۱۹۴۱پسرا و نازنینا، به کرشمه گاه گاهی
  6. شمارهٔ ۱۹۴۲به فراغ دل زمانی نظری به ماهرویی
  7. شمارهٔ ۱۹۴۳من ترا دارم و جز لطف توام نیست کسی
  8. شمارهٔ ۱۹۴۴در سر افتاده ز عشق توام، ای جان، هوسی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.