پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۲۰

ای کاش مرا با تو سر و کار نبودی

تا دیده و دل هر دو گرفتار نبودی

شرمنده نبودی اگر از ریختن خون

آن زلف نگون تو نگونسار نبودی

بودی سر آتش که بدیدی به سوی من

گر نرگس مخمور تو بیمار نبودی

برداشتمی این دل در گوشه فتاده

گر از غم و اندیشه گرانبار نبودی

هم سهل گذشتی ستم و هجر تو بر من

گر شحنه غم بر سر این کار نبودی

مردم ز جفای تو و کس زنده نماند

در عالم اگر یار وفادار نبودی

دشوار شد احوال من و دوست نداند

گر دوست بدانستی، دشوار نبودی

خسرو، اگرت دیده به خوبان نفتادی

از غمزه خوبان دلت افگار نبودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۲۲امید نبود ار چه مرا یک نظر از وی
  2. شمارهٔ ۱۹۲۳من باد نخواهم که وزد بر چو تو باغی
  3. شمارهٔ ۱۹۲۴صبا زلف ترا گر دم ندادی
  4. شمارهٔ ۱۹۲۵زهی رویت شکفته لاله زاری
  5. شمارهٔ ۱۹۲۶بیکار دلی باشد کو را نبود دردی
  6. شمارهٔ ۱۹۲۷گل آمد و هر مرغی زد نغمه به هر باغی
  7. شمارهٔ ۱۹۲۸عشق آتشم در جان زد و جانان ازان دیگران
  8. شمارهٔ ۱۹۲۹فراهم کرد شکل کج کلاهی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.