پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی

غزلیات

۱,۹۹۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۶۸۱ مست آمد آن نگار که ما مست روی او
  2. شمارهٔ ۱۶۸۲ عشق نوست و یار نوست و بهار نو
  3. شمارهٔ ۱۶۸۳ سوی شکار، ای پسر نازنین، مرو
  4. شمارهٔ ۱۶۸۴ ای خرد مست لعل چون می تو
  5. شمارهٔ ۱۶۸۵ ای به بالا بلند و زیبا تو
  6. شمارهٔ ۱۶۸۶ یا دلم را به راز محرم شو
  7. شمارهٔ ۱۶۸۷ لاله دمد از خون شهیدان غم او
  8. شمارهٔ ۱۶۸۸ تا شدم چشم آشنا با روی تو
  9. شمارهٔ ۱۶۸۹ آیین تو دل بردن است، ای چشم خلقی سوی تو
  10. شمارهٔ ۱۶۹۰ دل و جان مرا زاندازه و بگذشت آرزوی تو
  11. شمارهٔ ۱۶۹۱ ز دلها لشکری دارد سخن با تاجداران گو
  12. شمارهٔ ۱۶۹۲ ای گلستان ترا بالای سرو
  13. شمارهٔ ۱۶۹۳ همی گویم که وقتی، ز آن مشتاقان مجنون شو
  14. شمارهٔ ۱۶۹۴ بیا، ای باغ جان، تا بنگرم سرو روان تو
  15. شمارهٔ ۱۶۹۵ امشب ای باد، یکی جانب آن بستان شو
  16. شمارهٔ ۱۶۹۶ عارض همچون نگارستان تو
  17. شمارهٔ ۱۶۹۷ کارم از دست برفته ست ز نادیدن تو
  18. شمارهٔ ۱۶۹۸ دلی دارم چو دامان گل از غم چاک گردیده
  19. شمارهٔ ۱۶۹۹ چه شکل است این که می آید سمند ناز بر کرده
  20. شمارهٔ ۱۷۰۰ من ار چه هر شب از شبهای هجرش می کنم ناله
  21. شمارهٔ ۱۷۰۱ تو دور افتاده از ما و نگنجد شوق در نامه
  22. شمارهٔ ۱۷۰۲ ای از رقم شبگون دیباچه مه کرده
  23. شمارهٔ ۱۷۰۳ ای جان چو سخن گویم، مستانه و رندانه
  24. شمارهٔ ۱۷۰۴ ای رفته و ترک من بدنام گرفته
  25. شمارهٔ ۱۷۰۵ دلی دارم ز هجران پاره پاره
  26. شمارهٔ ۱۷۰۶ دلم در عشق جانان گشته پاره
  27. شمارهٔ ۱۷۰۷ نسیم زلف بر دست صبا ده
  28. شمارهٔ ۱۷۰۸ چو بنمایی رخ گلنار گونه
  29. شمارهٔ ۱۷۰۹ گشادم دیده روی تو ناگه
  30. شمارهٔ ۱۷۱۰ تا دل ز توام به غم نشسته
  31. شمارهٔ ۱۷۱۱ در خون منم، ای صنم، نشسته
  32. شمارهٔ ۱۷۱۲ ای در دل من مقیم گشته
  33. شمارهٔ ۱۷۱۳ ای در دل من چو جان نشسته
  34. شمارهٔ ۱۷۱۴ ای آرزوی دل شکسته
  35. شمارهٔ ۱۷۱۵ ای آمده جان هر شکسته
  36. شمارهٔ ۱۷۱۶ ای دهلی و ای بتان ساده
  37. شمارهٔ ۱۷۱۷ ای غالیه گرد ماه سوده
  38. شمارهٔ ۱۷۱۸ ای حسن، تو آفت زمانه
  39. شمارهٔ ۱۷۱۹ ای آرزوی هزار سینه
  40. شمارهٔ ۱۷۲۰ عید است خوبان نیم شب در کوی خمار آمده
  41. شمارهٔ ۱۷۲۱ ای قبله ابروی تو محراب ابرار آمده
  42. شمارهٔ ۱۷۲۲ عید است و ساقی در قدح جام مصفا داشته
  43. شمارهٔ ۱۷۲۳ جانا، روان کن راحتی، ای راحت جان همه
  44. شمارهٔ ۱۷۲۴ ای غمزه خون ریز تو خونم به افسون ریخته
  45. شمارهٔ ۱۷۲۵ دوش در آمد از درم تازه چو باد صبحگه
  46. شمارهٔ ۱۷۲۶ گر کنی گشت چمن با شوخ و با شنگی دو سه
  47. شمارهٔ ۱۷۲۷ همه شب رود رهی رو به ره صبا نشسته
  48. شمارهٔ ۱۷۲۸ مه من خراب گشتم ز رخت به یک نظاره
  49. شمارهٔ ۱۷۲۹ نوبهار است و چمن جلوه جوزا کرده
  50. شمارهٔ ۱۷۳۰ ای به خشم از بر من رفته و تنها مانده
  51. شمارهٔ ۱۷۳۱ منم امروز ز روی چو تو یاری مانده
  52. شمارهٔ ۱۷۳۲ ای صبا، از زلف او بندی بخواه
  53. شمارهٔ ۱۷۳۳ هر شب از سودای آن زلف سیاه
  54. شمارهٔ ۱۷۳۴ ای جفایت بر من مسکین همه
  55. شمارهٔ ۱۷۳۵ ای ترا جور و جفا آیین همه
  56. شمارهٔ ۱۷۳۶ جان من بر دست بیدادم مده
  57. شمارهٔ ۱۷۳۷ باغ بین فصل بهاری ساخته
  58. شمارهٔ ۱۷۳۸ ای جهان چشم سیاهت بسته
  59. شمارهٔ ۱۷۳۹ خسروا گر عاشقی جام بلا پیش نه
  60. شمارهٔ ۱۷۴۰ از لب او، ای خیال، نقل لب ما مده

متن اشعار به نقل از گنجور.