پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۳۳

هر شب از سودای آن زلف سیاه

بگذرانم از فلک من دود آه

گر کنی دعوی خوبی، می رسد

شاهدان داری دو رخ چون مهر و ماه

ماه را با ابرویت نسبت کنم

شرمساری چون نبینم زین گناه

خون چندین سوخته در گردنش

آنکه نامش کرده ای زلف سیاه

ملک دل ملک تو شد، ای شاه حسن

کامران بنشین به صدر بارگاه

خسروش خلوتگه دیدار ساخت

دیده را چون دید روشن جایگاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۳۵ای ترا جور و جفا آیین همه
  2. شمارهٔ ۱۷۳۶جان من بر دست بیدادم مده
  3. شمارهٔ ۱۷۳۷باغ بین فصل بهاری ساخته
  4. شمارهٔ ۱۷۳۸ای جهان چشم سیاهت بسته
  5. شمارهٔ ۱۷۳۹خسروا گر عاشقی جام بلا پیش نه
  6. شمارهٔ ۱۷۴۰از لب او، ای خیال، نقل لب ما مده
  7. شمارهٔ ۱۷۴۱ای از گل تو ما را در دیده خار مانده
  8. شمارهٔ ۱۷۴۲مهر تو در دل من مانند جان نشسته
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.