پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۳۶

جان من بر دست بیدادم مده

دم به دم هر روز بر بادم مده

ناله من نیست بی دردسری

گوش را ره سوی فریادم مده

داد اگر خواهم، بخواهی کشتنم

ور نخواهی کشتنم، دادم مده

جان که در محنت بپروردم بخواه

دل که در خدمت فرستادم مده

دوست گر دشمن شود رفت ای خیال

تو همم دشمن شوی، یادم مده

می دهی کوهی ز غم جان مرا

خسروم آخر، نه فرهادم، مده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۳۸ای جهان چشم سیاهت بسته
  2. شمارهٔ ۱۷۳۹خسروا گر عاشقی جام بلا پیش نه
  3. شمارهٔ ۱۷۴۰از لب او، ای خیال، نقل لب ما مده
  4. شمارهٔ ۱۷۴۱ای از گل تو ما را در دیده خار مانده
  5. شمارهٔ ۱۷۴۲مهر تو در دل من مانند جان نشسته
  6. شمارهٔ ۱۷۴۳ماییم و مجلس می خوبی سه چار ساده
  7. شمارهٔ ۱۷۴۴از بس که ریخت چشمم بهر تو خون تیره
  8. شمارهٔ ۱۷۴۵روزی به لاغ گفتم کت نسبتی ست با مه
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.