پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۴۵

روزی به لاغ گفتم کت نسبتی ست با مه

من بد لست حیا من شدة الندامه

گاهی کشد به تیغم، گاهی زند به تیرم

فی کل ما یعری حلافنا ادامه

چون حال خویش گویم با ظالمی که پیشش

لم تعتبر حدیثی والعجم فی التهامه

ماییم و کعبه جان مردن به وادی غم

والله فر منی یا طالب السلامه

خسرو ز طعن ترسی، اینجاست بازی جان

بالحیف لحقه من خافه ملامه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۴۷من بهر تو به دیده و دل خانه ساخته
  2. شمارهٔ ۱۷۴۸ای عشقت آتشی به همه شهر درزده
  3. شمارهٔ ۱۷۴۹بیا شبی بر من سرخوش از شراب شده
  4. شمارهٔ ۱۷۵۰رسید وقت که هر روز بامداد پگه
  5. شمارهٔ ۱۷۵۱به کوی عقل مرو، گر به عشوه بردی راه
  6. شمارهٔ ۱۷۵۲مدار جان من از بهر جان ما روزه
  7. شمارهٔ ۱۷۵۳مهی در آمده و در درونه جا کرده
  8. شمارهٔ ۱۷۵۴چو بوی زلف تو همراهی صبا کرده
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.