پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۵۳

مهی در آمده و در درونه جا کرده

برفته جان و به تو جای خود رها کرده

چه چشمها که به ره ماند بهر آمدنت

چه دیده ها که سمند تو زیر پا کرده

نبود قیمت یوسف ز هفده قلب فزون

هزار جانت فزون یوسفان بها کرده

نعوذبالله گویم که پیش چشم تو باد

هر آنچه چشم تو بر روزگار ما کرده

خیالت آمده هر دم ز بهر کشتن من

دویده گریه من پیش و مرحبا کرده

نپرسد از تو کسی گر چه از کرشمه و ناز

قصاص می کنی و بر گناه ناکرده

مرا به سایه بالای خود یکی بنواز

که سرو نیز گهی سایه بر گیا کرده

تو خیره دیدنی من نگر که هر باری

غبار خنگ من درویزه از صبا کرده

به جان خزیده دلم از تو بوسه ها، وان را

ذخیره بهر زمین بوس پادشا کرده

دعای خسرو جز دیدن جمال تو نیست

به پیش دیده خود هر کجا دعا کرده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۵۵بکش به گرد رخ خط دلربا پرده
  2. شمارهٔ ۱۷۵۶چو خاست صبحدم آن مه ز خواب پژمرده
  3. شمارهٔ ۱۷۵۷مکش به ناز مرا، ای به ناز پرورده
  4. شمارهٔ ۱۷۵۸ای فراق تو یار دیرینه
  5. شمارهٔ ۱۷۵۹ای رخت شمع حسن برکرده
  6. شمارهٔ ۱۷۶۰مه به زلف تو گر شود بسته
  7. شمارهٔ ۱۷۶۱جهان تا مه روشنت ساخته
  8. شمارهٔ ۱۷۶۲لبت در سخن انگبین ریخته
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.