پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۵۶

چو خاست صبحدم آن مه ز خواب پژمرده

گل رخش ز خمار شراب پژمرده

شدند خوبان پژمرده زان جمال چنانک

شود شکوفه تر ز آفتاب پژمرده

در آفتاب مرو ماه من که نآرد تاب

رخت که می شود از ماهتاب پژمرده

ببردی آب، همه گلرخان دو تا گشتند

چو آن گلی که کشندش گلاب پژمرده

بدید نرگس بستان به خواب چشم ترا

شد از تحیر آن هم به خواب پژمرده

مرا بگیر چو گل لعل بر رخ از دم سرد

که تو به توست همه خون ناب پژمرده

وصال خواست ز تو خسرو و جوانی یافت

که گشت غنچه دل زان جواب پژمرده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۵۸ای فراق تو یار دیرینه
  2. شمارهٔ ۱۷۵۹ای رخت شمع حسن برکرده
  3. شمارهٔ ۱۷۶۰مه به زلف تو گر شود بسته
  4. شمارهٔ ۱۷۶۱جهان تا مه روشنت ساخته
  5. شمارهٔ ۱۷۶۲لبت در سخن انگبین ریخته
  6. شمارهٔ ۱۷۶۳در اوصاف خود عقل را ره مده
  7. شمارهٔ ۱۷۶۴قلاشم، ای منکر، مرا دربانی میخانه ده
  8. شمارهٔ ۱۷۶۵جان بهانه طلب و شکل تو نازآلوده
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.