پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۴۷

من بهر تو به دیده و دل خانه ساخته

از من تو خویش را ز چه بیگانه ساخته

شانه چرا به مو رسدت، وه که اره باد

بر فرق آنکه بهر تو این شانه ساخته

ماییم رخنه کرده دل از بهر نیکوان

مسجد خراب کرده و بتخانه ساخته

من چون زیم که مهد تو در خانه و برون

سنگ ملامتم سگ دیوانه ساخته

آتش خور است مرغ دلم، خوش پرنده ایست

کایزد به فضل قوت وی این دانه ساخته

یاران که در فسانه راحت کنند خواب

بیخوابی مرا همه افسانه ساخته

چون ناله شبانه عاشق کشیدنیست

مطرب که صد ترانه مستانه ساخته

مردم چو بیوفاست هه آهوان دشت

آرامگاه خویش به ویرانه ساخته

خسرو به عشوه تو زبون گشت عاقبت

خود را اگر چه عاقل و فرزانه ساخته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۴۹بیا شبی بر من سرخوش از شراب شده
  2. شمارهٔ ۱۷۵۰رسید وقت که هر روز بامداد پگه
  3. شمارهٔ ۱۷۵۱به کوی عقل مرو، گر به عشوه بردی راه
  4. شمارهٔ ۱۷۵۲مدار جان من از بهر جان ما روزه
  5. شمارهٔ ۱۷۵۳مهی در آمده و در درونه جا کرده
  6. شمارهٔ ۱۷۵۴چو بوی زلف تو همراهی صبا کرده
  7. شمارهٔ ۱۷۵۵بکش به گرد رخ خط دلربا پرده
  8. شمارهٔ ۱۷۵۶چو خاست صبحدم آن مه ز خواب پژمرده
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.