پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۵۰

رسید وقت که هر روز بامداد پگه

خوریم باده و بر روی گل کنیم نگه

ز شاخ یک تن سرو است و صد هزار قبا

ز لاله یک سر کوه است و صد هزار کله

کلاه لاله که لعل است، اگر تو بشناسی

نمونه ای مگرش داغ کینه است سیه

چو از کرشمه بیاراست چشم را نرگس

بدید بلبل و گفتن علیک عین الله

دمید گل به ره نیکوان و گل در باغ

روان شدند و ببردند دجله را از ره

هزار سال خوشی بیش دارد اندر عمر

اگر چه مدت عمر گل است روزی ده

کنون به باغ و لب جوی خیمه باید زد

خوش آن حباب که برابر می زند خرگه

کجاست ساقی نوخیز ساده رو که ز شرم

نگه کند به زمین چون درو کنیم نگه

مرنج، ساقی، اگر چشم من به روی تو نیست

که هست دیده من زیر پای همچو توشه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۵۲مدار جان من از بهر جان ما روزه
  2. شمارهٔ ۱۷۵۳مهی در آمده و در درونه جا کرده
  3. شمارهٔ ۱۷۵۴چو بوی زلف تو همراهی صبا کرده
  4. شمارهٔ ۱۷۵۵بکش به گرد رخ خط دلربا پرده
  5. شمارهٔ ۱۷۵۶چو خاست صبحدم آن مه ز خواب پژمرده
  6. شمارهٔ ۱۷۵۷مکش به ناز مرا، ای به ناز پرورده
  7. شمارهٔ ۱۷۵۸ای فراق تو یار دیرینه
  8. شمارهٔ ۱۷۵۹ای رخت شمع حسن برکرده
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.