پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۳۲

ای صبا، از زلف او بندی بخواه

عاریت از لعل او قندی بخواه

چون لب میگون بیالاید ز می

چاشنی از لعل او قندی بخواه

پاره شد پیراهن جان از غمش

زان لب جان بخش پیوندی بخواه

ای که می گویی «قناعت کن به هجر»

رو قناعت را ز خرسندی بخواه

ز آتش دل دفتر صبرم بسوخت

نسخت او از خردمندی بخواه

نوبت وصلش اگر پیوسته نیست

گر توانی خواست یک چندی بخواه

هست وصلش با خداوندان بخت

خسروا، بخت از خداوندی بخواه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۳۴ای جفایت بر من مسکین همه
  2. شمارهٔ ۱۷۳۵ای ترا جور و جفا آیین همه
  3. شمارهٔ ۱۷۳۶جان من بر دست بیدادم مده
  4. شمارهٔ ۱۷۳۷باغ بین فصل بهاری ساخته
  5. شمارهٔ ۱۷۳۸ای جهان چشم سیاهت بسته
  6. شمارهٔ ۱۷۳۹خسروا گر عاشقی جام بلا پیش نه
  7. شمارهٔ ۱۷۴۰از لب او، ای خیال، نقل لب ما مده
  8. شمارهٔ ۱۷۴۱ای از گل تو ما را در دیده خار مانده
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.