پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۰۶

دلم در عشق جانان گشته پاره

دل است آن شوخ را یا سنگ خاره

شبانگاه تو بر مه پاره آمد

مرا در دل غم آن ماه پاره

کنار خود نمی بینم ز گریه

که نتوان دید دریا را کناره

چو بگشادم به گریه چشم دربار

گشاد ابرو، پدپد آمد ستاره

دو بوسم داد دوش و تا به امروز

خرابم زان شراب مست کاره

من و مستی و بدنامی و زین پس

سگان رسوا و طفلان در نظاره

به عشقم چاره فرمایند یاران

ولی با یار بی فرمان چه چاره

نگارا، بگسلان سر رشته خود

که نتوان دوخت این دلهای پاره

اگر خون خورد خواهی، شیوه بگذار

که خسرو نیست طفل شیرخواره

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۰۸چو بنمایی رخ گلنار گونه
  2. شمارهٔ ۱۷۰۹گشادم دیده روی تو ناگه
  3. شمارهٔ ۱۷۱۰تا دل ز توام به غم نشسته
  4. شمارهٔ ۱۷۱۱در خون منم، ای صنم، نشسته
  5. شمارهٔ ۱۷۱۲ای در دل من مقیم گشته
  6. شمارهٔ ۱۷۱۳ای در دل من چو جان نشسته
  7. شمارهٔ ۱۷۱۴ای آرزوی دل شکسته
  8. شمارهٔ ۱۷۱۵ای آمده جان هر شکسته
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.