پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۰۷

نسیم زلف بر دست صبا ده

مرا خون، غیر را مشک ختا ده

بسی کس چشم می دارند لطفت

مرا خاک و کسان را توتیا ده

از آن می کت چو خون من حلال است

پیاله خود خور و شربت به ما ده

بکش از یک نظر، چون کشته گردم

یکی دیگر بیفگن، خونبها ده

به حکم خط خویش، ای آیت حسن

همه فتوی به خون آر و مرا ده

دلیری می کند در دیدنت خلق

به دست غمزه شمشیر بلا ده

مرا صد پاره کن بر چشم بیمار

غلیواژان و زاغان را صلا ده

چو خاکستر شوم از سوز عشقت

به دست خویش بر باد صبا ده

به صد تعویذ جان دردم نشد به

به یک دشنام خسرو را دوا ده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۰۹گشادم دیده روی تو ناگه
  2. شمارهٔ ۱۷۱۰تا دل ز توام به غم نشسته
  3. شمارهٔ ۱۷۱۱در خون منم، ای صنم، نشسته
  4. شمارهٔ ۱۷۱۲ای در دل من مقیم گشته
  5. شمارهٔ ۱۷۱۳ای در دل من چو جان نشسته
  6. شمارهٔ ۱۷۱۴ای آرزوی دل شکسته
  7. شمارهٔ ۱۷۱۵ای آمده جان هر شکسته
  8. شمارهٔ ۱۷۱۶ای دهلی و ای بتان ساده
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.