پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۱۶

ای دهلی و ای بتان ساده

پگ بسته و جیره کج نهاده

خون خوردنشان به آشکاریست

گر چه به نهان خورند باده

فرمان نکنند، از آنکه هستند

از غایت ناز نامراده

نزدیک دلی چنان که دل را

برداشته گوشه ای نهاده

جایی که به ره کنند گلگشت

در کوچه دمد گل پیاده

آسیب صبا رسید بر دوش

دستارچه بر زمین فتاده

شان در ره و عاشقان به دنبال

خونابه ز دیدگان گشاده

ایشان همه باد حسن در سر

اینها همه دل به باد داده

خورشید پرست شد دل ما

زین هندوکان شوخ ساده

کردند مرا خراب و سرمست

هندوبچگان پاک زاده

بربسته به مویشان چو مرغول

خسرو چو سگی در قلاده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۱۸ای حسن، تو آفت زمانه
  2. شمارهٔ ۱۷۱۹ای آرزوی هزار سینه
  3. شمارهٔ ۱۷۲۰عید است خوبان نیم شب در کوی خمار آمده
  4. شمارهٔ ۱۷۲۱ای قبله ابروی تو محراب ابرار آمده
  5. شمارهٔ ۱۷۲۲عید است و ساقی در قدح جام مصفا داشته
  6. شمارهٔ ۱۷۲۳جانا، روان کن راحتی، ای راحت جان همه
  7. شمارهٔ ۱۷۲۴ای غمزه خون ریز تو خونم به افسون ریخته
  8. شمارهٔ ۱۷۲۵دوش در آمد از درم تازه چو باد صبحگه
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.