پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۲۱

ای قبله ابروی تو محراب ابرار آمده

محرابیان در کوی تو از قبله بیزار آمده

هم عاشقان در شست تو، هم روزه داران مست تو

هم زاهدان از دست تو در بند پندار آمده

وه کان کمند عنبرین مشک خم اندر خم و چین

از بهر آن مویی ببین جانی گرفتار آمده

زیبا تو بر بام آنچنان شوخی و عیاری کنان

ای آفتاب عاشقان از تو به دیوار آمده

تا دیدم آن چشم عجب سوگند آن چشم است و لب

گر هست جویم روز و شب در چشم بیدار آمده

تو سرکش و من بیدلم، افتاده کار مشکلم

حاصل ز دست حاصلم صد رنج و تیمار آمده

نازی ست اندر سر ترا خشمی ست بر چاکر ترا

وان خوی نازک مرترا از چشم بیمار آمده

خسرو گرفتار هوس، دیوانه روی تو بس

وز خون مژگان هر نفس آلوده رخسار آمده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۲۳جانا، روان کن راحتی، ای راحت جان همه
  2. شمارهٔ ۱۷۲۴ای غمزه خون ریز تو خونم به افسون ریخته
  3. شمارهٔ ۱۷۲۵دوش در آمد از درم تازه چو باد صبحگه
  4. شمارهٔ ۱۷۲۶گر کنی گشت چمن با شوخ و با شنگی دو سه
  5. شمارهٔ ۱۷۲۷همه شب رود رهی رو به ره صبا نشسته
  6. شمارهٔ ۱۷۲۸مه من خراب گشتم ز رخت به یک نظاره
  7. شمارهٔ ۱۷۲۹نوبهار است و چمن جلوه جوزا کرده
  8. شمارهٔ ۱۷۳۰ای به خشم از بر من رفته و تنها مانده
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.