پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۲۵

دوش در آمد از درم تازه چو باد صبحگه

مشک فشانده بر قبا غالیه سوده بر کله

بس که دو دیده سیه بر کف پای سودمش

گشت سفید چشم من شد کف پای او سیه

دست گرفتمش که دل حامل درد شد ببین

گر چه گرفته حامله بر طبق سفید مه

کوه غم است بر دلم، کاه شده ز غم تنم

پیش تو می کشم بگیر آنچه که هست کوه و که

روی نماست چشم من خاک در تو اندرو

آب چو با صفا بود خاک بینمش به ته

این دل کور بیشتر بر زنخت گذر کند

مرگ به خنده در شود کور چو بگذرد به چه

عارض گندمین تو هست گزیدنم هوس

گر ز بهشت روی خود افگینم بدین گنه

بوده ام اندر این سخن صبح رسید از افق

ساخت به طره ماه من طره صبح را هبه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۲۷همه شب رود رهی رو به ره صبا نشسته
  2. شمارهٔ ۱۷۲۸مه من خراب گشتم ز رخت به یک نظاره
  3. شمارهٔ ۱۷۲۹نوبهار است و چمن جلوه جوزا کرده
  4. شمارهٔ ۱۷۳۰ای به خشم از بر من رفته و تنها مانده
  5. شمارهٔ ۱۷۳۱منم امروز ز روی چو تو یاری مانده
  6. شمارهٔ ۱۷۳۲ای صبا، از زلف او بندی بخواه
  7. شمارهٔ ۱۷۳۳هر شب از سودای آن زلف سیاه
  8. شمارهٔ ۱۷۳۴ای جفایت بر من مسکین همه
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.