پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۲۳

جانا، روان کن راحتی، ای راحت جان همه

با ما همه تلخی مکن، ای شکرستان همه

تو مست و غلتان تو به تو، زلف پریشان مو به مو

جان بادگران سو به سو، گرد سرت جان همه

غم دارم و دل ریش از آن، بیخوابی من بیش از من

میگفت حالم پیش از آن خواب پریشان همه

زان روی چون مهتاب خوش یکدم نکردم خواب خوش

از تو نخوردم آب خوش، ای آب حیوان همه

تو خفته شبها بیخبر خلقی به فریاد سحر

من جان خود سازم سپر در پیش پیکان همه

ای درد تو مهمان من، مهمان دردت جان من

درد تو تنها ز آن من، درمان تو زان همه

خسرو ز جان سوخته گم گشته صبر آموخته

وقتی شد آخر دوخته چاک گریبان همه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۲۵دوش در آمد از درم تازه چو باد صبحگه
  2. شمارهٔ ۱۷۲۶گر کنی گشت چمن با شوخ و با شنگی دو سه
  3. شمارهٔ ۱۷۲۷همه شب رود رهی رو به ره صبا نشسته
  4. شمارهٔ ۱۷۲۸مه من خراب گشتم ز رخت به یک نظاره
  5. شمارهٔ ۱۷۲۹نوبهار است و چمن جلوه جوزا کرده
  6. شمارهٔ ۱۷۳۰ای به خشم از بر من رفته و تنها مانده
  7. شمارهٔ ۱۷۳۱منم امروز ز روی چو تو یاری مانده
  8. شمارهٔ ۱۷۳۲ای صبا، از زلف او بندی بخواه
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.