پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۱۹

ای آرزوی هزار سینه

وندر دل تو هزار کینه

هستم ز برت که هست پیدا

در جامه چو می در آبگینه

هر قطره خون ز چشم من هست

بر خاتم عاشقی نگینه

ای عقل که پندنامه خوانی

در آب روان کن این سفینه

طاقت به دلم نماند، یارب

انزل لقلوبنا سکینه

مجنون خراب سینه داند

اندوه من خراب سینه

ننگ همه عاشقانست خسرو

مپسند سفال در خزینه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۲۱ای قبله ابروی تو محراب ابرار آمده
  2. شمارهٔ ۱۷۲۲عید است و ساقی در قدح جام مصفا داشته
  3. شمارهٔ ۱۷۲۳جانا، روان کن راحتی، ای راحت جان همه
  4. شمارهٔ ۱۷۲۴ای غمزه خون ریز تو خونم به افسون ریخته
  5. شمارهٔ ۱۷۲۵دوش در آمد از درم تازه چو باد صبحگه
  6. شمارهٔ ۱۷۲۶گر کنی گشت چمن با شوخ و با شنگی دو سه
  7. شمارهٔ ۱۷۲۷همه شب رود رهی رو به ره صبا نشسته
  8. شمارهٔ ۱۷۲۸مه من خراب گشتم ز رخت به یک نظاره
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.