پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۱۵

ای آمده جان هر شکسته

می ده ز شکسته بر شکسته

نشکسته ام از تو هیچ عهدی؟

ای عهد ببسته بر شکسته!

کم کرده درست هیچ عاشق

وصفی ز لبت، مگر شکسته

گل خنده لعل شکرینت

قدر گل و گل شکر شکسته

تا طوق سگ تو سازد ایام

عشاق ترا کمر شکسته

نشکسته به هیچ زر ز تو کس

الا که به روی زر شکسته

دریاب که خسرو از هویت

مانده ست چو مرغ پر شکسته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۱۷ای غالیه گرد ماه سوده
  2. شمارهٔ ۱۷۱۸ای حسن، تو آفت زمانه
  3. شمارهٔ ۱۷۱۹ای آرزوی هزار سینه
  4. شمارهٔ ۱۷۲۰عید است خوبان نیم شب در کوی خمار آمده
  5. شمارهٔ ۱۷۲۱ای قبله ابروی تو محراب ابرار آمده
  6. شمارهٔ ۱۷۲۲عید است و ساقی در قدح جام مصفا داشته
  7. شمارهٔ ۱۷۲۳جانا، روان کن راحتی، ای راحت جان همه
  8. شمارهٔ ۱۷۲۴ای غمزه خون ریز تو خونم به افسون ریخته
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.