پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۰۹

گشادم دیده روی تو ناگه

به جانم در شدی ناکرده آگه

اگر گویم که از جورت کنم آه

زنی فی الحال تیغ و گوییم وه

قدت شاخ انار و روی تو نار

تعالی الله از آن قد اناره

اگر پرتو زند خورشید رویت

بسوزد مه درون هفت خرگه

مکن با چشم خود نرگس مقابل

کسی آیینه ننهد پیش امقه

صفا از روی او برد آینه، به

بنامیزد زهی دخل موجه

بگریم هر سحر بر یاد رویت

که باران خوش بود اندر سحرگه

به گفت خسرو ار خط موی معنی

مسلسل کرد اعزالله شانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۱۱در خون منم، ای صنم، نشسته
  2. شمارهٔ ۱۷۱۲ای در دل من مقیم گشته
  3. شمارهٔ ۱۷۱۳ای در دل من چو جان نشسته
  4. شمارهٔ ۱۷۱۴ای آرزوی دل شکسته
  5. شمارهٔ ۱۷۱۵ای آمده جان هر شکسته
  6. شمارهٔ ۱۷۱۶ای دهلی و ای بتان ساده
  7. شمارهٔ ۱۷۱۷ای غالیه گرد ماه سوده
  8. شمارهٔ ۱۷۱۸ای حسن، تو آفت زمانه
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.