پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۱۳

ای در دل من چو جان نشسته

در سینه درون نهان نشسته

بالات که راست کرده تیری ست

تیری ست به مغز جان نشسته

من رفتن جان چگونه خواهم

تو شوخ چو در میان نشسته

جان بر لبم آمد و نرفته

تا نام تو بر زبان نشسته

من غرقه و دست و پا زنان، وای

می خند تو بر کران نشسته

ای خاک، به زاریم مکن دور

گردی ست بر آستان نشسته

عشاق کشی چو بر در تست

خسرو به امید آن نشسته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۱۵ای آمده جان هر شکسته
  2. شمارهٔ ۱۷۱۶ای دهلی و ای بتان ساده
  3. شمارهٔ ۱۷۱۷ای غالیه گرد ماه سوده
  4. شمارهٔ ۱۷۱۸ای حسن، تو آفت زمانه
  5. شمارهٔ ۱۷۱۹ای آرزوی هزار سینه
  6. شمارهٔ ۱۷۲۰عید است خوبان نیم شب در کوی خمار آمده
  7. شمارهٔ ۱۷۲۱ای قبله ابروی تو محراب ابرار آمده
  8. شمارهٔ ۱۷۲۲عید است و ساقی در قدح جام مصفا داشته
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.