پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۸۲

عشق نوست و یار نوست و بهار نو

زان روی خوب روز نو و روزگار نو

چون در نیاید از در من نوبهار من

زانم چه خوشدلی که در آید بهار نو

در نوبهار چون تو نه‌ای در چمن مرا

از سرو و گل چه خیزد و از لاله‌زار نو

بس نوبهار کهنه که بشکست زانکه کرد

در چشم نیم‌مست تو هر دم خمار نو

دارم دل غمین و ندانستم این که باز

هر روز نو شود غمم از غمگسار نو

با خاک یادگار برم درد تو که باز

هم یادگاریی شود و یادگار نو

بردی دلم مرنج ز گستاخیش، ازآنک

نوبرده‌ای‌ست پیش خداونگار نو

خواهی ببین و خواه نه، باری من از دو چشم

ریزم به خاک کوی تو هر دم نثار تو

خسرو ز عشق لافی و جویی قرار دل

بخشد مگر خدای دلت را قرار نو!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۸۴ای خرد مست لعل چون می تو
  2. شمارهٔ ۱۶۸۵ای به بالا بلند و زیبا تو
  3. شمارهٔ ۱۶۸۶یا دلم را به راز محرم شو
  4. شمارهٔ ۱۶۸۷لاله دمد از خون شهیدان غم او
  5. شمارهٔ ۱۶۸۸تا شدم چشم آشنا با روی تو
  6. شمارهٔ ۱۶۸۹آیین تو دل بردن است، ای چشم خلقی سوی تو
  7. شمارهٔ ۱۶۹۰دل و جان مرا زاندازه و بگذشت آرزوی تو
  8. شمارهٔ ۱۶۹۱ز دلها لشکری دارد سخن با تاجداران گو
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.