پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۸۳

سوی شکار، ای پسر نازنین، مرو

رحمی بکن به این دل اندوهگین مرو

شیران نیند مرد تو، چون غمزه می زنی

بر آهوان خسته به آهنگ کین مرو

بگذار تا به خویشتن آیم ز بیهشی

روزی دو مردمی کن و بر پشت زین مرو

چشم تو آفت است، به روی کسی مبین

پای تو نازک است، به روی زمین مرو

شب تیری از کمان توام می کند هوس

امروز هم مرا کش و حالی به کین مرو

دی گشت رفتی و دل خلقی ز جا برفت

رفت آنچه رفت، بار دگر اینچنین مرو

یک پارسا نماند به شهر، از خدا بترس

مست و خراب موی، برو، بیش ازین مرو

گل کیست تا به پات رسد، یا مرا بکش

یا پا برهنه بر گل و بر یاسمین مرو

گفتی ببینم ار نروی، خون بریزمت

می کن بر آنچه رای تو باشد، همین مرو

بر نازکان باغ ببخشای و لطف کن

زینسان به ناز در چمن، ای نازنین، مرو

ای آنکه در نظاره آن شوخ می روی

دیوانگی خسرو مسکین ببین، مرو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۸۵ای به بالا بلند و زیبا تو
  2. شمارهٔ ۱۶۸۶یا دلم را به راز محرم شو
  3. شمارهٔ ۱۶۸۷لاله دمد از خون شهیدان غم او
  4. شمارهٔ ۱۶۸۸تا شدم چشم آشنا با روی تو
  5. شمارهٔ ۱۶۸۹آیین تو دل بردن است، ای چشم خلقی سوی تو
  6. شمارهٔ ۱۶۹۰دل و جان مرا زاندازه و بگذشت آرزوی تو
  7. شمارهٔ ۱۶۹۱ز دلها لشکری دارد سخن با تاجداران گو
  8. شمارهٔ ۱۶۹۲ای گلستان ترا بالای سرو
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.