پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۰۴

ای رفته و ترک من بدنام گرفته

وز دست وفای دگران جام گرفته

باز آمده ای تا بنمایی و بسوزی

در سوز میاور دل آرام گرفته

خونم مخور، ای دوست، که این باده غم آرد

چون دید توان آن رخ گلفام گرفته؟

دزدان دل ار شاه بگوید که بگیرند

من گیرم هر موی ترا نام گرفته

دشنام مرا گفته بدی دوش، همه شب

من لذت آن گفتن دشنام گرفته

از پیش مران بنده دیرینه خود را

گر دل شدت، ای کافر خودکام گرفته

من دوزخی عقل و بسا دوزخی عشق

گو صد چو من سوخته را خام گرفته

ای گل، چه زنی خنده ز نالیدن خسرو

کازرده بود بلبل در دام گرفته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۰۶دلم در عشق جانان گشته پاره
  2. شمارهٔ ۱۷۰۷نسیم زلف بر دست صبا ده
  3. شمارهٔ ۱۷۰۸چو بنمایی رخ گلنار گونه
  4. شمارهٔ ۱۷۰۹گشادم دیده روی تو ناگه
  5. شمارهٔ ۱۷۱۰تا دل ز توام به غم نشسته
  6. شمارهٔ ۱۷۱۱در خون منم، ای صنم، نشسته
  7. شمارهٔ ۱۷۱۲ای در دل من مقیم گشته
  8. شمارهٔ ۱۷۱۳ای در دل من چو جان نشسته
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.