فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ - قبلهٔ جمال پنهان به سینه دارم پیوسته راز خود را
- شمارهٔ ۲ - وفای گلرخان با آنکه از کف دادهام نقد وصال یار را
- شمارهٔ ۳ - غمزهٔ عاشق کش گیرم نهان کنم به دل اسرار خویش را
- شمارهٔ ۴ - دشمن خانگی این دیده تبه نموده کارم را
- شمارهٔ ۵ - در شکایت از روزگار و سفله نوازی آن نابکار و کج رفتاری آن غدار، فرماید آسمانا چند میریزی به جامم زهر غم را
- شمارهٔ ۶ - كفر زلف نگشود بی تو دل به فضای چمن مرا
- شمارهٔ ۷ - شاه ممالک عشق بیا به کلبهٔ من بین شب سیاهم را
- شمارهٔ ۸ - شبنم گل چکیده من به چه شادمان کنم خاطر غم رسیده را
- شمارهٔ ۹ - چه کنی سخنوری را؟ که برد زمن پیامی مه برج دلبری را
- شمارهٔ ۱۰ - بی شمع جمال تو فکری بنمایید که دیوانهام امشب
- شمارهٔ ۱۱ - این فنود است بر من از رحم دل مردم بیگانه بسوخت
- شمارهٔ ۱۲ - پاسخ غزلی به مطلع «شحنه بر راه و عسس در ره و منزل دور است - دزد اگر ره نتواند بزند معذور است» که در زمان حیات آن مرحوم مطرح و مطمح انظار افکار و اکابر و ناطقین این دیار بوده است خاطر افسرده و دل خسته و تن ونجور است
- شمارهٔ ۱۳ - اهل هنر نه در کف سبحه، نه بر دست جام است
- شمارهٔ ۱۴ - دوای دل مسکین آری آن رشک قمر دلبر دیرین من است
- شمارهٔ ۱۵ - غم عشق در آب و گل مرا مهری عجین است
- شمارهٔ ۱۶ - قحط یار نیست دلبرا ناز تو بر ما عار نیست
- شمارهٔ ۱۷ - بهره احرار گذر دل چو بر آن طرهٔ طرار افتاد
- شمارهٔ ۱۸ - مسافران دیار غم به مسافران دیار غم اگر از وطن خبری رسد
- شمارهٔ ۱۹ - کوی یار ای باد اگر به مودت روزی گذار باشد
- شمارهٔ ۲۰ - شب هجران مگر آن زمان به داد دل من رسیده باشد
- شمارهٔ ۲۱ - یار یکدله از تو مرا ای نگار پس گله باشد
- شمارهٔ ۲۲ - طبيب عشق که گفت عاشق زارت ز غم شکیبا شد
- شمارهٔ ۲۳ - طالع سعد یکی از وصل جانان بهره ور شد
- شمارهٔ ۲۴ - ز یار شکوه ندارم غمی نرفته ز دل ، بر دلم غم دگر آمد
- شمارهٔ ۲۵ - جهان عنبرین بو به یک جرعه مرا دیوانه کردند
- شمارهٔ ۲۶ - نگار سنگین دل صفحهٔ رخسار او که مه خجل میکند
- شمارهٔ ۲۷ - سرنوشت عجب مدار فتادم اگر به ملک فنود
- شمارهٔ ۲۸ - دامن همت ای صنم دانی شب هجران چه بر ما میرود؟
متن اشعار به نقل از گنجور.