پرش به محتوای اصلی
فنودی

گزیدهٔ اشعار

شمارهٔ ۴ - دشمن خانگی

این دیده تبه نموده کارم را

آشفته نموده روز روزگارم را

بدخواه منست و دشمن جانم

چشم من و برده اعتبارم را

این دشمن خانگیست می دانم

بر باد فنا دهد غبارم را

از نور بصر بسی خطر دارم

نور است و به جان فکنده نارم را

من کشتهٔ چشم یار غمازم

خواهید از او به کینه ثارم را

در رهگذری نظر به رخساری

افکند و نمود سخت کارم را

دل برد ز بر ربود هوش از سر

زان صبر ربود و زین قرارم را

گه خسته ی عشق مهوشی سازد

این قلب رمیده ی فکارم را

گه بسته ی زلف دلکشی دارد

این خاطر مستمند زارم را

بیند رخ خوب و دل دهد از کف

گیرد ز من و دل اختیارم را

ادامه‌ی گزیدهٔ اشعار

  1. شمارهٔ ۶ - كفر زلفنگشود بی تو دل به فضای چمن مرا
  2. شمارهٔ ۷ - شاه ممالک عشقبیا به کلبهٔ من بین شب سیاهم را
  3. شمارهٔ ۸ - شبنم گل چکیدهمن به چه شادمان کنم خاطر غم رسیده را
  4. شمارهٔ ۹ - چه کنی سخنوری را؟که برد زمن پیامی مه برج دلبری را
  5. شمارهٔ ۱۰ - بی شمع جمال توفکری بنمایید که دیوانه‌ام امشب
  6. شمارهٔ ۱۱ - این فنود استبر من از رحم دل مردم بیگانه بسوخت
  7. شمارهٔ ۱۲ - پاسخ غزلی به مطلع «شحنه بر راه و عسس در ره و منزل دور است - دزد اگر ره نتواند بزند معذور است» که در زمان حیات آن مرحوم مطرح و مطمح انظار افکار و اکابر و ناطقین این دیار بوده استخاطر افسرده و دل خسته و تن ونجور است
  8. شمارهٔ ۱۳ - اهل هنرنه در کف سبحه، نه بر دست جام است
همه‌ی گزیدهٔ اشعار ←

درباره‌ی فنودی

شیخ عبدالحسین فنودی شاعر و مورخ، پسر شیخ عبدالله پسر حاج ملامحمد در سال ۱۲۸۹ یا ۱۲۹۰ قمری در روستای فنود ( اطراف بیرجند ) به دنیا آمد پدر و پدر بزرگ او از روحانیان متقی بودند، پدرش شیخ عبدالله تولیت مدرسه باقریه مشهد را بر عهده داشت اما سرانجام هوای وطن بر او غلبه کرد و به بیرجند بازگشت، عبدالحسین فنودی در چنین خانواده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.