پرش به محتوای اصلی
فنودی

گزیدهٔ اشعار

شمارهٔ ۷ - شاه ممالک عشق

بیا به کلبهٔ من بین شب سیاهم را

تپیدن دل و افغان و سوز و آهم را

چه جای دوست که دشمن بسوزدش دل سنگ

اگر که شرح دهم حالت تباهم را

مرا به جرم محبت کشی روا نبود

ببخش بهر خدا این قدر گناهم را

ز دیده سوی تو سازم قدم به صدق و صفا

اگر خدنگ نشاند رقیب ، راهم را

مبین که در صف زهّاد خوار و بی قدرم

نگر به حلقه ی رندان مقام و جاهم را

شه ممالک عشقم گرت که نیست قبول

ببین ز ناله و افغان و غم سپاهم را

ادامه‌ی گزیدهٔ اشعار

  1. شمارهٔ ۹ - چه کنی سخنوری را؟که برد زمن پیامی مه برج دلبری را
  2. شمارهٔ ۱۰ - بی شمع جمال توفکری بنمایید که دیوانه‌ام امشب
  3. شمارهٔ ۱۱ - این فنود استبر من از رحم دل مردم بیگانه بسوخت
  4. شمارهٔ ۱۲ - پاسخ غزلی به مطلع «شحنه بر راه و عسس در ره و منزل دور است - دزد اگر ره نتواند بزند معذور است» که در زمان حیات آن مرحوم مطرح و مطمح انظار افکار و اکابر و ناطقین این دیار بوده استخاطر افسرده و دل خسته و تن ونجور است
  5. شمارهٔ ۱۳ - اهل هنرنه در کف سبحه، نه بر دست جام است
  6. شمارهٔ ۱۴ - دوای دل مسکینآری آن رشک قمر دلبر دیرین من است
  7. شمارهٔ ۱۵ - غم عشقدر آب و گل مرا مهری عجین است
  8. شمارهٔ ۱۶ - قحط یار نیستدلبرا ناز تو بر ما عار نیست
همه‌ی گزیدهٔ اشعار ←

درباره‌ی فنودی

شیخ عبدالحسین فنودی شاعر و مورخ، پسر شیخ عبدالله پسر حاج ملامحمد در سال ۱۲۸۹ یا ۱۲۹۰ قمری در روستای فنود ( اطراف بیرجند ) به دنیا آمد پدر و پدر بزرگ او از روحانیان متقی بودند، پدرش شیخ عبدالله تولیت مدرسه باقریه مشهد را بر عهده داشت اما سرانجام هوای وطن بر او غلبه کرد و به بیرجند بازگشت، عبدالحسین فنودی در چنین خانواده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.