پرش به محتوای اصلی
فنودی

گزیدهٔ اشعار

شمارهٔ ۱۳ - اهل هنر

نه در کف سبحه، نه بر دست جام است

نه مسجد نبه خراباتم مقام است

نمی گویم که این نا اهل اهلست

به کیش خویش خودبینی حرام است

اگر باده ننوشم مست عشقم

مرا خون جگر شرب مدام است

عدو گر تهمتم زد نیست باکی

چو حق اندر کمین انتقام است

خدا را خواجه طعنم زاد ندانم

گناهم چیست، تقصیرم کدام است

اگر تقصیر کارم کان عفوی

وگر هم بیگناهم، لطف عام است

در آن حضرت اگر خصمم نخواهد

همینم بس دعای صبح و شام است

به عالم هر که او اهل هنر شد

خلیلش کم عدویش خیل عام است

که نه در مسجدم اذن و جوازی

نه در میخانه ام، کاین شیخ خام است

ادامه‌ی گزیدهٔ اشعار

  1. شمارهٔ ۱۵ - غم عشقدر آب و گل مرا مهری عجین است
  2. شمارهٔ ۱۶ - قحط یار نیستدلبرا ناز تو بر ما عار نیست
  3. شمارهٔ ۱۷ - بهره احرارگذر دل چو بر آن طرهٔ طرار افتاد
  4. شمارهٔ ۱۸ - مسافران دیار غمبه مسافران دیار غم اگر از وطن خبری رسد
  5. شمارهٔ ۱۹ - کوی یارای باد اگر به مودت روزی گذار باشد
  6. شمارهٔ ۲۰ - شب هجرانمگر آن زمان به داد دل من رسیده باشد
  7. شمارهٔ ۲۱ - یار یکدلهاز تو مرا ای نگار پس گله باشد
  8. شمارهٔ ۲۲ - طبيب عشقکه گفت عاشق زارت ز غم شکیبا شد
همه‌ی گزیدهٔ اشعار ←

درباره‌ی فنودی

شیخ عبدالحسین فنودی شاعر و مورخ، پسر شیخ عبدالله پسر حاج ملامحمد در سال ۱۲۸۹ یا ۱۲۹۰ قمری در روستای فنود ( اطراف بیرجند ) به دنیا آمد پدر و پدر بزرگ او از روحانیان متقی بودند، پدرش شیخ عبدالله تولیت مدرسه باقریه مشهد را بر عهده داشت اما سرانجام هوای وطن بر او غلبه کرد و به بیرجند بازگشت، عبدالحسین فنودی در چنین خانواده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.