پرش به محتوای اصلی
فنودی

گزیدهٔ اشعار

شمارهٔ ۱۹ - کوی یار

ای باد اگر به مودت روزی گذار باشد

آهسته تر گذر کن کان کوی یار باشد

پیغام دردمندی با صد نیازمندی

برگو به نازنینی کز آن دیار باشد

کای دوست در فراقت از عمر سیر گشتم

تا چند روزگارم اینگونه تار باشد

سرها در آن نواحی با خاک راه یکسان

دلها در آن نواحی از غم فکار باشد

اول ز خاک کویش مشکین نما نفس را

بنگر که خاک آن کوی چون مشکبار باشد

چشمی به غمزه بینی عالم خراب کرده

زلفی که همچو روزم تاریک و تار باشد

طاووس دلفریبی صیدش به جلوه عنقا

آهو وشی که شیران او را شکار باشد

چهری که مهر پیشش از شرم زرد گشته

رویی که ماهش از رشک زیر غبار باشد

ادامه‌ی گزیدهٔ اشعار

  1. شمارهٔ ۲۱ - یار یکدلهاز تو مرا ای نگار پس گله باشد
  2. شمارهٔ ۲۲ - طبيب عشقکه گفت عاشق زارت ز غم شکیبا شد
  3. شمارهٔ ۲۳ - طالع سعدیکی از وصل جانان بهره ور شد
  4. شمارهٔ ۲۴ - ز یار شکوه ندارمغمی نرفته ز دل ، بر دلم غم دگر آمد
  5. شمارهٔ ۲۵ - جهان عنبرین بوبه یک جرعه مرا دیوانه کردند
  6. شمارهٔ ۲۶ - نگار سنگین دلصفحهٔ رخسار او که مه خجل می‌کند
  7. شمارهٔ ۲۷ - سرنوشتعجب مدار فتادم اگر به ملک فنود
  8. شمارهٔ ۲۸ - دامن همتای صنم دانی شب هجران چه بر ما می‌رود؟
همه‌ی گزیدهٔ اشعار ←

درباره‌ی فنودی

شیخ عبدالحسین فنودی شاعر و مورخ، پسر شیخ عبدالله پسر حاج ملامحمد در سال ۱۲۸۹ یا ۱۲۹۰ قمری در روستای فنود ( اطراف بیرجند ) به دنیا آمد پدر و پدر بزرگ او از روحانیان متقی بودند، پدرش شیخ عبدالله تولیت مدرسه باقریه مشهد را بر عهده داشت اما سرانجام هوای وطن بر او غلبه کرد و به بیرجند بازگشت، عبدالحسین فنودی در چنین خانواده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.