پرش به محتوای اصلی
فنودی

گزیدهٔ اشعار

شمارهٔ ۲۶ - نگار سنگین دل

صفحهٔ رخسار او که مه خجل می‌کند

واضح و روشن بود چه تا به دل می‌کند

غبار هستیِ من به باد غم می‌دهد

خاک وجود مرا ز گریه گل می‌کند

غمزدهٔ هستی او می‌کُشدم بی‌گنه

لب شکربیز او ز خود بحل می‌کند

گر رقم قتل من رقیب صادر کند

نگار سنگین دلم ز کین سجل می‌کند

دهکدهٔ ما کجا رخ چنین دلکشی

که خون به قلب بت چین و چگل می‌کند

عهد نمودم که دل به دلبران کم دهم

جمال او شیخ را عهد‌گسل می‌کند

اگر که قارون رود به خیل عشاق او

ورا را به مانند من زار و مقل می‌کند

ادامه‌ی گزیدهٔ اشعار

  1. شمارهٔ ۲۸ - دامن همتای صنم دانی شب هجران چه بر ما می‌رود؟
همه‌ی گزیدهٔ اشعار ←

درباره‌ی فنودی

شیخ عبدالحسین فنودی شاعر و مورخ، پسر شیخ عبدالله پسر حاج ملامحمد در سال ۱۲۸۹ یا ۱۲۹۰ قمری در روستای فنود ( اطراف بیرجند ) به دنیا آمد پدر و پدر بزرگ او از روحانیان متقی بودند، پدرش شیخ عبدالله تولیت مدرسه باقریه مشهد را بر عهده داشت اما سرانجام هوای وطن بر او غلبه کرد و به بیرجند بازگشت، عبدالحسین فنودی در چنین خانواده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.