پرش به محتوای اصلی
فنودی

گزیدهٔ اشعار

شمارهٔ ۲۲ - طبيب عشق

که گفت عاشق زارت ز غم شکیبا شد

دروغ گفت که صبر از غمش به یغما شد

بیا به دیدهٔ پر آب من مشاهده کن

که در فراق تو از اشک رشک دریا شد

به چاره سازی و درمان درد درماند

طبیب عشق اگر فی المثل مسیحا شد

به کنج خلوت ما‌ ره نمی بری زاهد

کجا مقام مگس آشیان عنقا شد

نهال قد تو تا سبز‌ شد به مزرع دل

مرا ز سر هوس شاخسار طوبا شد

فروغ طلعت ،دلدار جان شیخ بسوخت

بیا نظارهٔ دل کن که طور سینا شد

ادامه‌ی گزیدهٔ اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴ - ز یار شکوه ندارمغمی نرفته ز دل ، بر دلم غم دگر آمد
  2. شمارهٔ ۲۵ - جهان عنبرین بوبه یک جرعه مرا دیوانه کردند
  3. شمارهٔ ۲۶ - نگار سنگین دلصفحهٔ رخسار او که مه خجل می‌کند
  4. شمارهٔ ۲۷ - سرنوشتعجب مدار فتادم اگر به ملک فنود
  5. شمارهٔ ۲۸ - دامن همتای صنم دانی شب هجران چه بر ما می‌رود؟
همه‌ی گزیدهٔ اشعار ←

درباره‌ی فنودی

شیخ عبدالحسین فنودی شاعر و مورخ، پسر شیخ عبدالله پسر حاج ملامحمد در سال ۱۲۸۹ یا ۱۲۹۰ قمری در روستای فنود ( اطراف بیرجند ) به دنیا آمد پدر و پدر بزرگ او از روحانیان متقی بودند، پدرش شیخ عبدالله تولیت مدرسه باقریه مشهد را بر عهده داشت اما سرانجام هوای وطن بر او غلبه کرد و به بیرجند بازگشت، عبدالحسین فنودی در چنین خانواده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.