پرش به محتوای اصلی
فنودی

گزیدهٔ اشعار

شمارهٔ ۲۱ - یار یکدله

از تو مرا ای نگار پس گله باشد

عاشق بیچاره تنگ حوصله باشد

زلف تو زنجیر دل بود چه توان کرد

آنکه گرفتار قید و سلسله باشد

بادیه پیمای کوی عشق نصیبش خار

مغیلان و قطع مرحله باشد

جور مکن ترسم ای صنم که به محشر

پرسش حقت از این معامله باشد

دل ندهم بعد از این دمی به نکویان

یار به من گر ز مهر یک دله باشد

ادامه‌ی گزیدهٔ اشعار

  1. شمارهٔ ۲۳ - طالع سعدیکی از وصل جانان بهره ور شد
  2. شمارهٔ ۲۴ - ز یار شکوه ندارمغمی نرفته ز دل ، بر دلم غم دگر آمد
  3. شمارهٔ ۲۵ - جهان عنبرین بوبه یک جرعه مرا دیوانه کردند
  4. شمارهٔ ۲۶ - نگار سنگین دلصفحهٔ رخسار او که مه خجل می‌کند
  5. شمارهٔ ۲۷ - سرنوشتعجب مدار فتادم اگر به ملک فنود
  6. شمارهٔ ۲۸ - دامن همتای صنم دانی شب هجران چه بر ما می‌رود؟
همه‌ی گزیدهٔ اشعار ←

درباره‌ی فنودی

شیخ عبدالحسین فنودی شاعر و مورخ، پسر شیخ عبدالله پسر حاج ملامحمد در سال ۱۲۸۹ یا ۱۲۹۰ قمری در روستای فنود ( اطراف بیرجند ) به دنیا آمد پدر و پدر بزرگ او از روحانیان متقی بودند، پدرش شیخ عبدالله تولیت مدرسه باقریه مشهد را بر عهده داشت اما سرانجام هوای وطن بر او غلبه کرد و به بیرجند بازگشت، عبدالحسین فنودی در چنین خانواده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.