پرش به محتوای اصلی
فنودی

گزیدهٔ اشعار

شمارهٔ ۱۷ - بهره احرار

گذر دل چو بر آن طرهٔ طرار افتاد

گشت دیوانه و در بند گرفتار افتاد

قوت از پا و قرار از دل و هوش از سر رفت

هر که را چشم بر آن عارض گلنار افتاد

غرض از خلقت افلاک محبت شد و بس

صیت عشق است که در گنبد دوار افتاد

قستم خون دلی آمد همه از ساغر دهر

چه کنم غم ز ازل بهرهٔ احرار افتاد

اشک غماز شد و پردهٔ رازم بدرید

سر دل فاش کند دیده چو خونبار افتاد

دوش از باده خوری توبه نمودم، امروز

خرقه و سبحه گرو، در کف خمار افتاد

ما به میدان غمت تاخته جان باخته ایم

عاشق از سر گذرد کار چو دشوار افتاد

جان من سوخت ز غم چاره وصال تو نشد

رحمی ای دوست که کار من و دل زار افتاد

شیخ اسرار حقایق بسی آموخته لیک

چه کند غمزده با نطق ، که از کار افتاد

ادامه‌ی گزیدهٔ اشعار

  1. شمارهٔ ۱۹ - کوی یارای باد اگر به مودت روزی گذار باشد
  2. شمارهٔ ۲۰ - شب هجرانمگر آن زمان به داد دل من رسیده باشد
  3. شمارهٔ ۲۱ - یار یکدلهاز تو مرا ای نگار پس گله باشد
  4. شمارهٔ ۲۲ - طبيب عشقکه گفت عاشق زارت ز غم شکیبا شد
  5. شمارهٔ ۲۳ - طالع سعدیکی از وصل جانان بهره ور شد
  6. شمارهٔ ۲۴ - ز یار شکوه ندارمغمی نرفته ز دل ، بر دلم غم دگر آمد
  7. شمارهٔ ۲۵ - جهان عنبرین بوبه یک جرعه مرا دیوانه کردند
  8. شمارهٔ ۲۶ - نگار سنگین دلصفحهٔ رخسار او که مه خجل می‌کند
همه‌ی گزیدهٔ اشعار ←

درباره‌ی فنودی

شیخ عبدالحسین فنودی شاعر و مورخ، پسر شیخ عبدالله پسر حاج ملامحمد در سال ۱۲۸۹ یا ۱۲۹۰ قمری در روستای فنود ( اطراف بیرجند ) به دنیا آمد پدر و پدر بزرگ او از روحانیان متقی بودند، پدرش شیخ عبدالله تولیت مدرسه باقریه مشهد را بر عهده داشت اما سرانجام هوای وطن بر او غلبه کرد و به بیرجند بازگشت، عبدالحسین فنودی در چنین خانواده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.