پرش به محتوای اصلی
فنودی

گزیدهٔ اشعار

شمارهٔ ۶ - كفر زلف

نگشود بی تو دل به فضای چمن مرا

در دیده خار گشت گل و یاسمن مرا

با درد خلق فارغم از سیر باغ و راغ

خوش کنج درد و گوشه ی بیت الحزن مرا

آواره ام ز کوی تو جور رقیب کرد

این تیره روز خواست جلای وطن مرا

مردم ز دوری تو و از وصال بی نصیب

در بر به جای خلعت وصلت، کفن مرا

ساقی ز جام عشق چنان ساز بیخودم

کز لوح هستی ام برد این ما و من مرا

از بس حدیث عشق تو را کرده ام بیان

خوانند عاشقان همه استاد فن مرا

من شیخ شهر بودم و پرهیزگار دهر

شد کفر زلف یار چنین راهزن مرا

ادامه‌ی گزیدهٔ اشعار

  1. شمارهٔ ۸ - شبنم گل چکیدهمن به چه شادمان کنم خاطر غم رسیده را
  2. شمارهٔ ۹ - چه کنی سخنوری را؟که برد زمن پیامی مه برج دلبری را
  3. شمارهٔ ۱۰ - بی شمع جمال توفکری بنمایید که دیوانه‌ام امشب
  4. شمارهٔ ۱۱ - این فنود استبر من از رحم دل مردم بیگانه بسوخت
  5. شمارهٔ ۱۲ - پاسخ غزلی به مطلع «شحنه بر راه و عسس در ره و منزل دور است - دزد اگر ره نتواند بزند معذور است» که در زمان حیات آن مرحوم مطرح و مطمح انظار افکار و اکابر و ناطقین این دیار بوده استخاطر افسرده و دل خسته و تن ونجور است
  6. شمارهٔ ۱۳ - اهل هنرنه در کف سبحه، نه بر دست جام است
  7. شمارهٔ ۱۴ - دوای دل مسکینآری آن رشک قمر دلبر دیرین من است
  8. شمارهٔ ۱۵ - غم عشقدر آب و گل مرا مهری عجین است
همه‌ی گزیدهٔ اشعار ←

درباره‌ی فنودی

شیخ عبدالحسین فنودی شاعر و مورخ، پسر شیخ عبدالله پسر حاج ملامحمد در سال ۱۲۸۹ یا ۱۲۹۰ قمری در روستای فنود ( اطراف بیرجند ) به دنیا آمد پدر و پدر بزرگ او از روحانیان متقی بودند، پدرش شیخ عبدالله تولیت مدرسه باقریه مشهد را بر عهده داشت اما سرانجام هوای وطن بر او غلبه کرد و به بیرجند بازگشت، عبدالحسین فنودی در چنین خانواده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.