پرش به محتوای اصلی
فنودی

گزیدهٔ اشعار

شمارهٔ ۵ - در شکایت از روزگار و سفله نوازی آن نابکار و کج رفتاری آن غدار، فرماید

آسمانا چند میریزی به جامم زهر غم را

من نخواهم نوش شهدت، کم به جامم ریز سم را

هر کجا بینی بلایی سوی من سازی روانش

آشنای قلب ریشم میکنی رنج و سقم را

من نه کوه آهنینم یا نه چرخ چارمینم

یا نه خود گاو زمینم تا کشم یکدم الم را

سفلگان را می نوازی جان نیکان میگدازی

خاص هر نا اهل سازی نعمت خاص اعم را

کجروی هایت به خوبان دشمنی هایت به نیکان

عزتت بهر لئیمان ذلتت صاحب کرم را

دایم ای چرخ از جفایت بر مراد و مدعایت

می کشم جام بلایت، می چشم زهر الم را

نشنوی هرگز فغانم نه دهی خط امانم

دادی از خصمیّ جانم جانبم گوش اصم را

هر کجا دون همتی، سازی به من خصم عنیدش

هر کجا بی رتبتی خواهی کشم از وی ستم را

ادامه‌ی گزیدهٔ اشعار

  1. شمارهٔ ۷ - شاه ممالک عشقبیا به کلبهٔ من بین شب سیاهم را
  2. شمارهٔ ۸ - شبنم گل چکیدهمن به چه شادمان کنم خاطر غم رسیده را
  3. شمارهٔ ۹ - چه کنی سخنوری را؟که برد زمن پیامی مه برج دلبری را
  4. شمارهٔ ۱۰ - بی شمع جمال توفکری بنمایید که دیوانه‌ام امشب
  5. شمارهٔ ۱۱ - این فنود استبر من از رحم دل مردم بیگانه بسوخت
  6. شمارهٔ ۱۲ - پاسخ غزلی به مطلع «شحنه بر راه و عسس در ره و منزل دور است - دزد اگر ره نتواند بزند معذور است» که در زمان حیات آن مرحوم مطرح و مطمح انظار افکار و اکابر و ناطقین این دیار بوده استخاطر افسرده و دل خسته و تن ونجور است
  7. شمارهٔ ۱۳ - اهل هنرنه در کف سبحه، نه بر دست جام است
  8. شمارهٔ ۱۴ - دوای دل مسکینآری آن رشک قمر دلبر دیرین من است
همه‌ی گزیدهٔ اشعار ←

درباره‌ی فنودی

شیخ عبدالحسین فنودی شاعر و مورخ، پسر شیخ عبدالله پسر حاج ملامحمد در سال ۱۲۸۹ یا ۱۲۹۰ قمری در روستای فنود ( اطراف بیرجند ) به دنیا آمد پدر و پدر بزرگ او از روحانیان متقی بودند، پدرش شیخ عبدالله تولیت مدرسه باقریه مشهد را بر عهده داشت اما سرانجام هوای وطن بر او غلبه کرد و به بیرجند بازگشت، عبدالحسین فنودی در چنین خانواده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.