پرش به محتوای اصلی
فنودی

گزیدهٔ اشعار

شمارهٔ ۸ - شبنم گل چکیده

من به چه شادمان کنم خاطر غم رسیده را

یا به چه تسلیت دهم قلب ستم کشیده را

وه که دل رمیده ام رفت به چین زلف او

دام چگونه کس نهد مرغ قفس پریده را

دوش ز دوری رخت تا به سحر نخفته ام

از شب ما چه غم بود خاطر آرمیده را

گر که به کلبه ام شبی از سر مهر بگذری

جای نشیمنت کنم منظر خاص دیده را

چون به حیا فرو شود خوی ز تاب عارضش

طعنه به باغ میزند شبنم گل چکیده را

باد به قوس ابروان از مژه تیر در کمان

سینهٔ خسته ام نشان ناوک زه کشیده را

نخل قدَت نشانده ام تا که به جویبار دل

از مژه آب می دهم روضهٔ گل نچیده را

شیخ از این دیار غم بارکن و سبک برو

حب وطن چه فایده زهر بلا چشیده را

ادامه‌ی گزیدهٔ اشعار

  1. شمارهٔ ۱۰ - بی شمع جمال توفکری بنمایید که دیوانه‌ام امشب
  2. شمارهٔ ۱۱ - این فنود استبر من از رحم دل مردم بیگانه بسوخت
  3. شمارهٔ ۱۲ - پاسخ غزلی به مطلع «شحنه بر راه و عسس در ره و منزل دور است - دزد اگر ره نتواند بزند معذور است» که در زمان حیات آن مرحوم مطرح و مطمح انظار افکار و اکابر و ناطقین این دیار بوده استخاطر افسرده و دل خسته و تن ونجور است
  4. شمارهٔ ۱۳ - اهل هنرنه در کف سبحه، نه بر دست جام است
  5. شمارهٔ ۱۴ - دوای دل مسکینآری آن رشک قمر دلبر دیرین من است
  6. شمارهٔ ۱۵ - غم عشقدر آب و گل مرا مهری عجین است
  7. شمارهٔ ۱۶ - قحط یار نیستدلبرا ناز تو بر ما عار نیست
  8. شمارهٔ ۱۷ - بهره احرارگذر دل چو بر آن طرهٔ طرار افتاد
همه‌ی گزیدهٔ اشعار ←

درباره‌ی فنودی

شیخ عبدالحسین فنودی شاعر و مورخ، پسر شیخ عبدالله پسر حاج ملامحمد در سال ۱۲۸۹ یا ۱۲۹۰ قمری در روستای فنود ( اطراف بیرجند ) به دنیا آمد پدر و پدر بزرگ او از روحانیان متقی بودند، پدرش شیخ عبدالله تولیت مدرسه باقریه مشهد را بر عهده داشت اما سرانجام هوای وطن بر او غلبه کرد و به بیرجند بازگشت، عبدالحسین فنودی در چنین خانواده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.