پرش به محتوای اصلی
فنودی

گزیدهٔ اشعار

شمارهٔ ۳ - غمزهٔ عاشق کش

گیرم نهان کنم به دل اسرار خویش را

پوشم چگونه دیدهٔ خونبار خویش را

پندم مده ادیب که مجنون کوی عشق

تغییر کی توان دهد اطوار خویش را

ناصح زشنع دار مترسان مرا که من

بر دوش میکشم به رهش دار خویش را

آخر مریض عشق توام ای صنم بپرس

یک ره ز لطف حالت بیمار خویش را

طالع مدد نکرد که روزی به کام دل

بینم نشسته پهلوی خود یار خویش را

یاران خویش را همه بیگانه کرده ای

تا آشنا گرفته ای اغیار خویش را

آخر قتیل غمزه ی عاشق کشت شویم

دانسته ایم عاقبت کار خویش را

شیخ از شراب عشق علیرغم زاهدان

آلوده کرد سبحه و دستار خویش را

ادامه‌ی گزیدهٔ اشعار

  1. شمارهٔ ۵ - در شکایت از روزگار و سفله نوازی آن نابکار و کج رفتاری آن غدار، فرمایدآسمانا چند میریزی به جامم زهر غم را
  2. شمارهٔ ۶ - كفر زلفنگشود بی تو دل به فضای چمن مرا
  3. شمارهٔ ۷ - شاه ممالک عشقبیا به کلبهٔ من بین شب سیاهم را
  4. شمارهٔ ۸ - شبنم گل چکیدهمن به چه شادمان کنم خاطر غم رسیده را
  5. شمارهٔ ۹ - چه کنی سخنوری را؟که برد زمن پیامی مه برج دلبری را
  6. شمارهٔ ۱۰ - بی شمع جمال توفکری بنمایید که دیوانه‌ام امشب
  7. شمارهٔ ۱۱ - این فنود استبر من از رحم دل مردم بیگانه بسوخت
  8. شمارهٔ ۱۲ - پاسخ غزلی به مطلع «شحنه بر راه و عسس در ره و منزل دور است - دزد اگر ره نتواند بزند معذور است» که در زمان حیات آن مرحوم مطرح و مطمح انظار افکار و اکابر و ناطقین این دیار بوده استخاطر افسرده و دل خسته و تن ونجور است
همه‌ی گزیدهٔ اشعار ←

درباره‌ی فنودی

شیخ عبدالحسین فنودی شاعر و مورخ، پسر شیخ عبدالله پسر حاج ملامحمد در سال ۱۲۸۹ یا ۱۲۹۰ قمری در روستای فنود ( اطراف بیرجند ) به دنیا آمد پدر و پدر بزرگ او از روحانیان متقی بودند، پدرش شیخ عبدالله تولیت مدرسه باقریه مشهد را بر عهده داشت اما سرانجام هوای وطن بر او غلبه کرد و به بیرجند بازگشت، عبدالحسین فنودی در چنین خانواده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.