پرش به محتوای اصلی
فنودی

گزیدهٔ اشعار

شمارهٔ ۱ - قبلهٔ جمال

پنهان به سینه دارم پیوسته راز خود را

وز دل خبر نسازم جز دلنواز خود را

چون شمع اشک ریزم از آتش فراقش

پنهان چگونه سازم سوز و گداز خود را؟

از خویش می روم من زان رو کنم مهیا

از ضعف و ناتوانی خود برگ و ساز خود را

محمود اگر بدیدی این سرو ماه طلعت

از دل برون نمودی مهر ایاز خود را

بی قبلهٔ جمالش در شک و سهو بودم

بستم چو با جمالش عقد نماز خود را

وجّهتُ وَجْهی از دل گفتم به ابروانش

بر خاک پاش سودم روی نیاز خود را

از بیم خصم بدخواه، کوتاه می نمایم

از دامن وصالش دست دراز خود را

ای شیخ دل نهادن بر رنگ و بو چه حاصل؟

میکن حقیقی آخر، عشق مجاز خود را

ادامه‌ی گزیدهٔ اشعار

  1. شمارهٔ ۳ - غمزهٔ عاشق کشگیرم نهان کنم به دل اسرار خویش را
  2. شمارهٔ ۴ - دشمن خانگیاین دیده تبه نموده کارم را
  3. شمارهٔ ۵ - در شکایت از روزگار و سفله نوازی آن نابکار و کج رفتاری آن غدار، فرمایدآسمانا چند میریزی به جامم زهر غم را
  4. شمارهٔ ۶ - كفر زلفنگشود بی تو دل به فضای چمن مرا
  5. شمارهٔ ۷ - شاه ممالک عشقبیا به کلبهٔ من بین شب سیاهم را
  6. شمارهٔ ۸ - شبنم گل چکیدهمن به چه شادمان کنم خاطر غم رسیده را
  7. شمارهٔ ۹ - چه کنی سخنوری را؟که برد زمن پیامی مه برج دلبری را
  8. شمارهٔ ۱۰ - بی شمع جمال توفکری بنمایید که دیوانه‌ام امشب
همه‌ی گزیدهٔ اشعار ←

درباره‌ی فنودی

شیخ عبدالحسین فنودی شاعر و مورخ، پسر شیخ عبدالله پسر حاج ملامحمد در سال ۱۲۸۹ یا ۱۲۹۰ قمری در روستای فنود ( اطراف بیرجند ) به دنیا آمد پدر و پدر بزرگ او از روحانیان متقی بودند، پدرش شیخ عبدالله تولیت مدرسه باقریه مشهد را بر عهده داشت اما سرانجام هوای وطن بر او غلبه کرد و به بیرجند بازگشت، عبدالحسین فنودی در چنین خانواده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.